خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۱۷۶

0
31



خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت ۱۷۶

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی زن (کادین) قسمت ۱۷۶ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

خلاصه سریال ترکی زن قسمت 172

سریال زن قسمت ۱۷۶

سارپ سعی می کند با مونیر و سوات و پیرل تماس بگیرد تا آنها نگهبان ها را با هزینه ی خودش به او برگردانند اما پیرل با دیدن تماس او بی محلی می کند و سوات هم جوابش را نمی دهد.

مونیر جواب می دهد اما می گوید که کاری از دست او ساخته نیست. بهار هم وقتی می فهمد که دستشان به جایی بند نیست، با استرس و نگرانی به سارپ خیره می شود و حتی حواسش انقدر پرت می شود که دستش را می برد.

پلیس به محله می آید و مغازه ی عارف را خوب می گردد و اسلحه ای در ان پیدا می کند. عارف تعجب می کند و پلیس او و پدرش را دستگیر می کند و با خود می برد.

جیدا هراسان عارف را صدا می زند و از پلیس ها می خواهد تا او را که بی گناه است جایی نبرد. اما پلیس به او دستبند می زند و همراه خودش می برد.

عارف هم بدون حرفی فقط جیدا خیره می شود.

نظیر با خوشحالی اماده می شود و حسابی شیک می کند و از اتاقش که مدت ها خودش را آنجا حبس کرده بود بیرون می آید.

همه ی خدمتکارها و نگهبانانش با دیدن او تعجب می کنند و در گوشی پچ پچ می کنند که چطور او که این همه مدت در کما بوده به هوش آمده است.

انور و خدیجه هم که از جیدا شنیده اند عارف دستگیر شده با عجله آماده می شوند و شیرین که می فهمد عارف دستگیر شده با هیجان می گوید: «یعنی ییلز رو اون کشته؟ »

انور او را از اتاق بیرون می کند و بعد هردو به اداره پلیس می روند و به رئیس آنجا می گویند که هرسه ی آنها شاهد بوده اند و می دانند که عارف بی گناه است اما پلیس می گوید که متاسفانه اسلحه در مغازه ی او پیدا شده و اصلا راه فراری ندارد.

از طرفی پلیس هرچقدر سعی می کند تا از عارف اعتراف بگیرد، او می گوید که چیزی از ان شب به یاد ندارد و با وجود این که پلیس به او می گوید که برایش خیلی گران تمام می شود، عارف سکوت می کند.

در خانه ی کوهستانی مواد غذایی ته کشیده و بچه ها دلشان ماکارونی می خواهد. سارپ دلش نمی آید انها به خواسته شان نرسند و تصمیم می گیرد خیلی با احتیاط برای خرید برود.

او حتی به یاد اینکه بهار گلابی خیلی دوست دارد برایش گلابی میخرد و در راه برگشت همچنان سعی می کند با پیرل تماس بگیرد و حواسش پرت می شود و چپ می کند و ماشین درون دره می افتد…

شیرین به دیدن سوات می رود و او را به خاطر اینکه قصد داشته با دستبند تقلبی دلش را به دست بیاورد سرزنش می کند اما سوات فاکتور دستبند را که خیلی هم گران قیمت است به او نشان می دهد.

وقتی شیرین به خانه برمیگردد، جیدا هم آنجاست.

خدیجه از ایدیل می خواهد حالا که او به پول نیاز دارد و آنها هم فردا باید پیش عارف باشند، چند ساعتی پیش امره کار بکند اما ایدیل می گوید که مقداری پول دارد و شیرین با شک به او خیره می شود و بعد هم به مادرش می گوید که خودش به جای انها پیش امره می رود و کار می کند که جیدا از این بابت عصبی می شود.

بعد شیرین به اتاق ایدیل می رود و به او می گوید: «چند فروختیش؟ میدونم تو برش داشتیش! اما منم نمیتونم به مامانم چیزی بگم چون میفهمه دستبند اصل بوده و پیش پلیس هم که نمیتونم برم! اما میدونم که خیلی ارزون فروختیش. »

بعد فاکتور را به ایدیل می دهد تا قیمت اصلی دستبند را ببیند و ایدیل با دیدن قیمت آن چشمانش گرد می شود و شیرین به او پیشنهاد می دهد تا هردو به مغازه ای که ایدیل دستبند را فروخته بروند و دستبند را پس بگیرند و بعد آن را به قیمت اصلی اش بفروشند و پول ها را نصف نصف تقسیم بکنند. ایدیل هم قبول می کند و به شیرین دست می دهد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال زن  قسمت ۱۷۶ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال زن (کادین) قسمت ۱۷۷ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید