قضیه درگذشت فرزند سردار سلیمانی چه بود؟


حوادث رکنا: راننده شهید قاسم سلیمانی گفت: جایی یادم هست که یکی از پسر‌های حاج قاسم بیمار شد و حاجی در مأموریت قرارگاه قدس بود، نتوانست بالای سر پسرش باشد و پسرش هم در اثر بیماری در بیمارستان فوت شد.

قضیه درگذشت فرزند سردار سلیمانی چه بود؟

به گزارش رکنا، نصرالله جهانشاهی، پاسدار بازنشسته نیروی زمینی و راننده سپهبد شهید قاسم سلیمانی، در گفتگویی به نکاتی پیرامون روحیات شهید سلیمانی در فضای کار، فرزندان حاج قاسم و … اشاره کرده است که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانید.

از حاج قاسم برای ما بگویید.

کار کردن با چنین فرمانده موفقی که صلابت دارد و یک دنیا او را تأیید کرده، خیلی سخت است و هر کسی نمی‌تواند از عهده آن برآید. من و شهید پورجعفری که یار و همراه حاجی بود و با او شهید شد بیشترین مدت را با حاجی بودیم.

حاج قاسم شما را به چه اسمی صدا می‌زد؟

جهانشاهی، نصرالله و… فرقی نداشت، ولی با احترام و رفاقت. به بچه‌هایش هم از همان اول تأکید کرده بود به من بگویند عمو، چون من از وقتی بچه‌ها کوچک بودند، وقت‌هایی که سردار مأموریت بود کار‌های خانواده حاجی را انجام می‌دادم و خانواده من و خانواده حاجی، چون همسایه بودیم، همیشه در رفت و آمد بودند. بچه‌های حاجی را از همان زمان کودکی می‌شناسم و با من بزرگ شده‌اند. ماه رمضان‌ها سه چهار بار ما می‌رفتیم منزل حاج قاسم و خانواده ایشان هم می‌آمدند منزل ما. تا این حد نزدیک بودیم. الآن هم که حاجی شهید شده است، اصلاً توان مواجهه با بچه‌های حاجی را ندارم و با دیدن بچه‌ها قلبم از فشار این غم کنده می‌شود.

از روحیات حاجی در فضای کار بگویید.

حاج قاسم خیلی شجاع بود. دورانی که در قرارگاه قدس حضور داشت، اشرار ۹۰ نفر از نیروی انتظامی را گروگان گرفتند و به ۷۰ کیلومتری مرز افغانستان و پاکستان بردند. حاج قاسم خیلی ناراحت شد و با نقشه و طرح‌ریزی و اطلاعات دقیق، به داخل مرز افغانستان و پاکستان نیرو برد و همه ۹۰ نفر را آزاد کرد و چندین پایگاه اشرار را هم با خاک یکسان کرد. اما همین حاج قاسم مرد صلح بود و دیدیم که برای اشرار در داخل کرمان و سایر مناطق امان‌نامه داد. همین اشرار در اثر رفتار خوب حاج قاسم به دامن انقلاب آمدند و خیلی از این‌ها که غلام و کنیز داشتند، آن‌ها را آزاد کردند. وضعیت خوبی در منطقه مأموریتی قرارگاه قدس نبود، ولی حاجی وضعیت منطقه را به خصوص در کرمان بهبود بخشید. در نیروی قدس هم خیلی جدی بود، ولی با نیرو‌های مقاومت بسیار صمیمی.

حاج قاسم سلیمانی تقریباً در همه خطوط مقدم دفاع از حرم حضور پیدا کرد و با خانواده شهدای مدافع حرم دیدار داشت، در این زمینه توضیح دهید که چقدر ایشان فعال بود؟

حاجی مرد کار بود. اگر کرمان می‌رفت و فرصت کوتاهی می‌یافت، به دیدار خانواده شهید می‌رفت. اگر در تهران بود و یک ساعت وقت پیدا می‌کرد، به بازدید از خانواده شهید می‌رفت. مشهد اگر می‌رفت، هر موقع که فرصت پیدا می‌کرد، به بازدید از خانواده شهدا اختصاص می‌داد. حاج قاسم وقتی در تهران بود روزی چندین جا جلسه میرفت، از وزارت امور خارجه و ستاد کل سپاه گرفته تا دفتر رهبری و… همه جا به‌موقع می‌رفت؛ به استان‌ها سفر داشت. در کرمان که کارش بیشتر از همه‌جا بود. بازدید خانواده شهدای لشکر و شهدای مدافع حرم از مهم‌ترین برنامه‌های سردار بود. جلسه با فرمانده گردان‌ها و نیرو‌های لشکر در دفاع مقدس، جلسه کنگره شهدای کرمان و هزاران کار دیگر هم داشت؛ خستگی برایش اصلاً معنا نداشت. این در حالی بود که تمام بدن حاجی جای تیر و ترکش بود.

از روحیات معنوی حاج قاسم بگویید.

حاج قاسم حضرت زهرایی بود. خیلی جا‌ها در جنگ و بعد از جنگ با توسل به حضرت زهراء (س) مشکلات را حل می‌کرد. یک فاطمیه هم در روستای خود در کرمان ساختند که در آن مراسم می‌گیرند. از همه این‌ها بگذریم، باید به نماز شب‌های حاجی اشاره کنم. هر شب نماز شب می‌خواند، آن هم با ناله و گریه و نجوا. من خودم شاهدم؛ چون در همه مأموریت‌ها من با حاجی بودم. اگر خیلی خسته هم بود باز یک ساعت می‌خوابید، بیدار می‌شد و بعد شروع می‌کرد به نماز. واقعاً این صحنه عشق‌بازی و نجوا‌های حاجی در نماز شب‌هایش تماشایی بود. ما هم که می‌خواستیم نماز بخوانیم در مواجهه با این حال حاجی از خود بی‌خود می‌شدیم و دیگر نمی‌توانستیم نماز بخوانیم و فقط مبهوت حاجی بودیم. باید در آن صحنه باشید تا متوجه حرف من بشوید.

گفتید که با حاج قاسم هم رفت‌وآمد خانوادگی داشتید؛ از فرزندان حاج قاسم بگویید.

همه فرزندان حاجی را از کودکی می‌شناسم. به من عمو می‌گویند. بچه‌های حاجی یکی از یکی گل‌ترند. هیچ‌گاه از مقام پدر سوءاستفاده نکردند. در این مدتی که من در خدمت حاجی و خانواده بودم و با هم رفت‌وآمد داشتیم و من بعضاً در منزل حاجی رفت و آمد می‌کردم، می‌دیدم که چقدر به رعایت حجاب اهمیت می‌دهند. یکی از دلایلی که حاج قاسم، «حاج قاسم» شد، همراهی همسر ایشان بود. واقعاً تا جایی که به نظرم می‌آید و همسرم هم تصدیق می‌کند، همسر حاج قاسم هیچ‌گاه از او گله نکرد که الآن موقع کار نیست، به خانواده برسید. علت موفقیت حاجی واقعاً همسرش بود. من هم که توانستم با حاجی همراه باشم، به خاطر همراهی همسرم بود. همسرم وقتی یکی از بچه‌های حاجی یا خود حاجی زنگ می‌زد و کارم داشت، به من می‌گفت این‌قدر کند نباش، سریع لباس بپوش برو. او تازه مرا تشویق و بدرقه هم می‌کرد. زمان جنگ حاجی خیلی خانه نبود. زمان قرارگاه قدس هم همین طور. در نیروی قدس که همیشه در سفر بود. جایی یادم هست که یکی از پسر‌های حاج قاسم بیمار شد و حاجی در مأموریت قرارگاه قدس بود، نتوانست بالای سر پسرش باشد و پسرش هم در اثر بیماری در بیمارستان فوت شد. حتی حاجی بالای سر پدر و مادرش هم در زمانی که در بستر بودند، نتوانست برسد و بعد از فوت آن‌ها رسید. بچه‌هایش خیلی عالی هستند؛ هم دختر‌ها و هم پسرها.

چرا در میان بچه‌ها بیشتر از همه زینب‌خانم در صحنه و رسانه‌ها فعال هستند؟

زینب حاج قاسم شبیه‌ترین فرد در عالم به حاج قاسم است. کوچکترین فرزند حاجی است؛ ولی هم در روحیه و هم در رفتار خیلی شبیه حاجی است. زینب حتی بار‌ها با حاجی مأموریت‌های خارج از کشور هم رفته بود و مانند حاجی به لهجه‌های زبان عربی و زبان انگلیسی مسلط است.

شما سال‌ها در نیروی قدس و در محل زندگی‌تان علاوه بر حاج قاسم سلیمانی با حاج اسماعیل قاآنی هم مأنوس بودید، به علاوه با ایشان همسایه بودید، نظر شما درباره سردار قاآنی چیست؟

حاج اسماعیل به منطقه خیلی مسلط است و اطلاعاتش خیلی زیاد دارد. هرکس خصلتی دارد مخصوص خودش. ولی برداشت من این است که اگر شهید صیاد شیرازی برگ قرآن ارتش بود، حاج اسماعیل قاآنی، برگ قرآن سپاه است. ایشان خیلی فهیم و عزیز است و درک بالایی دارد. خیلی مردمی است. بار‌ها او را در صف نانوایی و… دیده‌ام و در واقع کار‌های شخصی‌اش را در کنار خانواده انجام می‌دهد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته قضیه درگذشت فرزند سردار سلیمانی چه بود؟ اولین بار در رکنا پدیدار شد.

سلتاویگو با گل دقایق پایانی رئال را متوقف کرد



سلتاویگو با گل دقایق پایانی رئال را متوقف کرد

تهران-ایرنا- دیدار تیم های رئال مادرید و سلتاویگو درحالی با نتیجه تساوی ۲ بر ۲ تمام شد که گل مساوی تیم میهمان در دقیقه ۸۵ درون دروازه کهکشانی ها جای گرفت.

شاگردان «زین الدین زیدان» که در این فصل از رقابت های لالیگا رقابت نزدیکی برای کسب عنوان قهرمانی با بارسلونا مدعی همیشگی این رقابت ها  دارند بامداد دوشنبه درحالیکه از حریف نه چندان مطرح خود پیش بودند با دریافت گل دقایق پایانی بازیکنان حریف  بازی برده  مقابل این تیم را با تساوی عوض کردند.

«تونی کروس» در دقیقه ۵۲ و «سرخیو راموس» در دقیقه ۶۵ از روی نقطه پنالتی برای کهکشانی ها در این دیدار گلزنی کردند.

«فیودراسمولف» در دقیقه ۶ و «سانتی مینا» که دردقیقه ۸۳ به عنوان بازیکن جانشین برای سلتاویگو به بازی گرفته شد در دقیقه ۸۵ نیز گل های تیمشان را درون دروازه کهکشانی ها جای دادند.

بازیکنان رئال که برای افزایش فاصله خود با بارسلونا درصدرجدول به پیروزی این دیدار نیاز فراوان داشتند بازی را خوب شروع کردند اما در دقیقه ۶ «فیودر اسمولف» برای سلتاویگو  گلزنی و کهکشانی ها را که انتظار این گل را نداشتن مبهوت فرصت طلبی خود کرد.

شادمانی اسمولف پس از گلزنی به رئال مادرید

در ادامه این بازی  هرچند برتری آماری رئال بر سلتاویگو محسوس و به چشم می آمد اما آنان به گل نرسیدند و با شکست در نیمه نخست راهی رختکن شدند.

شاگردان زیدان که از شکست یک بر صفر برابر حریف سخت کوش خود ناراضی بودند نیمه دوم را توفانی آغاز کردند و خیلی زود هم به گل رسیدند.

در دقیقه ۴۸ «سرخیو راموس» مدافع پیش تاخته این تیم برای کهشکانی ها گلزنی کرد اما داور با بازبینی دقیق تر صحنه گل که از روی VAR  صورت پذیرفت آن را نپذیرفت.

با این همه یاران راموس که در ورزشگاه «سانتیاگو برنابئو» از میزبان خود پذیرایی می کردند نا امید نشدند و به حملات خود ادامه دادند  تا اینکه در دقیقه ۵۱  «تونی کروس» برای آنان  گلزنی و بازی را به تساوی کشاند در این صحنه که با پاس در عمق «کریم بنزما» درمحوطه جریمه آغاز شد «مارسلو» از سمت چپ نفوذ کرد و با پاس  به بیرون خود  کروس را در موقعیت گلزنی قرار داد و این گل به ثمر رسید.

خوشحالی راموس پس از به ثمر رساندن ضربه پنالتی

دردقیقه ۶۵ و به دنبال خطای دروازه بان سلتاویگو به روی «ادن هازارد» در محوطه جریمه داور به سود رئال اعلام ضربه پنالتی کرد که راموس این ضربه را به زیبایی درون دروازه جای داد و تیمش را پیش انداخت.

در ادامه باز هم رئالی ها تیم برتر میدان بودند آنان که بازی چشم نوازی را مقابل دیدگان هواداران خودی به نمایش گذاشته بودند چندین موقعیت دیگر برای گلزنی بدست آوردند ولی به گل نرسیدند.

در حالیکه بازی در دقایق پایانی دنبال می شد مینا برای سلتاویگو به میدان آمد و ۲ دقیقه پس از حضورش در زمین برای تیمش در دقیقه ۸۵  گلزنی و بازی را به تساوی کشاند.

شاگردان زیدان که از کسب این نتیجه ناراضی بودند برای به ثمر رساندن گل پیروزی حملات دیگری را برروی دروازه حریف طراحی و یک بار بنزما و بار دیگر مارسلو در موقعیت مناسب برای گلزنی قرارگرفتند اما با توجه به دفاع منطقی بازیکنان سلتاویگو این فرصت ها از آنان  گرفته شد تا تغییری در نتیجه دیدار حاصل نشود این بازی با نتیجه تساوی به پایان برسد.

رئال مادرید با کسب تساوی در این دیدار ۵۳ امتیازی شد و همچنان درصدر باقی ماند.

سلتاویگو نیز با کسب یک امتیاز ارزشمند خارج از خانه برابر کهکشانی ها ۲۱ امتیازی شده و جایگاه هفدهم را نزد خود حفظ کردند.



نوشته سلتاویگو با گل دقایق پایانی رئال را متوقف کرد اولین بار در ایرنا پدیدار شد.

قتل پدر در خشم مسافر ایرانی آمریکا


حوادث رکنا: پسر جوان که مقیم آمریکا بود پس از سفر به ایران به دلیل اختلاف مالی دست به قتل پدرش زد.

به گزارش رکنا، ساعت ۱۱ شامگاه یک شنبه ۳۱ شهریور امسال ماموران کلانتری ۱۰۳ گاندی در جریان قتل مرد ۸۹ ساله ای در طبقه سوم ساختمانی در خیابان جردن قرار گرفتند و خیلی زود تیمی از ماموران برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند.

ماموران با حضور در محل مشاهده کردند که شهرام ۸۹ ساله با ضربه محکمی که به سرش وارد شده بود به قتل رسیده است که در ادامه تیمی از ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران همراه بازپرس ویژه قتل در محل حاضر شدند.

تجسس های پلیسی نشان از آن داشت پسر ۵۵ ساله خانواده که مقیم کشور کانادا و به تازگی به ایران آمده عامل این جنایت خانوادگی است که پس از قتل پدر میلیاردرش فراری شده است.

همسر شهرام که در صحنه جرم حضور داشت به ماموران گفت: پسرم کامران که گرین کارت دارد و گاهی اوقات برای دیدن من و پدرش به ایران می آید از زمانی که کامران در خارج از کشور زندگی می کند پدرش به او کمک مالی می کرد که پسرمان در آرامش زندگی کند.

وی افزود: چند ماه قبل پسرمان به ایران آمد و قرار بود دوباره به کانادا برود، کامران از روزی که به ایران آمد اصرار داشت پدرش به او پول زیادی بدهد و بر سر این موضوع با هم درگیری داشتند تا این که ساعتی قبل کامران به خانه آمد و بر سر گرفتن پول با پدرش درگیر شد که در یک لحظه کامران پدرش را به عقب هل داد که شهرام تعادلش را از دست داد و با سر به لبه اپن آشپزخانه خورد و غرق خون روی زمین افتاد.

این زن ادامه داد: پسرم به محض دیدن خون پا به فرار گذاشت و من با اورژانس تماس گرفتم که وقتی تیم پزشکی به خانه آمد مرگ شوهرم را اعلام کردند.

تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا این که کارآگاهان اطلاع یافتند که پسر جوان در منطقه جنت آباد پنهان شده است که روز ۲ مهرماه در عملیاتی غافلگیرانه عامل جنایت خانوادگی دستگیر شد.

پسر جوان در اعترافاتش گفت: من و پدرم چند سالی است بر سر مسائل مالی اختلاف شدید داریم حتی او یک آپارتمانی را که در محدوده خیابان فرشته بود و سه دانگ آن سهم من بود فروخت و چیزی به من نداد و امروز و فردا می‌کرد. روز حادثه من و پدر و مادرم در خانه بودیم. با پدرم درباره این موضوع صحبت می کردیم که ناگهان پدرم شروع به فحاشی کرد و چون سن اش بالا بود من هیچ عکس العملی نشان ندادم. تا این که او با عصایی که در دست داشت بر سر من زد، دیگر من هیچی نفهمیدم و شروع به ضرب و شتم وی کردم و در یک آن دیدم روی زمین افتاد. صورتش خونی شده بود از ترس فرار کردم و در خانه یکی از دوستانم پنهان شدم.

بنا بر این گزارش ،پس از تکمیل پرونده و تحقیقات بازپرس پرونده با توجه به درخواست اولیای دم به قصاص قاتل شهرام کیفرخواست پرونده را صادر و پرونده برای صدور حکم نهایی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته قتل پدر در خشم مسافر ایرانی آمریکا اولین بار در رکنا پدیدار شد.

وسوسه دلار مرد خارجی برای زنان تهرانی


رکنا: زنان ساده لوح که تصور می کردند مرد خارجی در ازای خرید طلاهایشان دلار های بیشتری به آن ها می دهد در دام وسوسه افتادند.

وسوسه دلار مرد خارجی برای زنان تهرانی

آن ها وقتی به صرافی رفتند متوجه جعلی بودن دلارها شدند و خنده هایشان محو شد.

به گزارش رکنا، اوایل شهریور امسال زن جوانی در غرب تهران منتظر تاکسی بود تا به خانه برود تا این که پسر جوانی سوار بر خودرو جلوی پای زن جوان توقف کرد و این زن که فکر می کرد این مرد مسافرکش است سوار بر خودرویش شد.

همه چیز عادی به نظر می رسید تا این که در مسیر دو مرد جوان و شیک پوش سوار بر خودرو شدند، یکی از آن ها با زبان ترکی استانبولی شروع به صحبت کرد و جوان دیگر که گویا مترجم او بود حرف های مرد جوان را ترجمه می کرد.

لحظاتی گذشت که مرد مترجم به زن جوان گفت: این مرد که مسافر است چند ساعت دیگر به کشور ترکیه پرواز دارد و فرصت نکرده است برای همسرش طلا بخرد و از زن جوان خواست تا به آن ها کمک کند.

مریم که به رفتارهای این دو مرد اعتماد کرده بود تصمیم گرفت به آن ها کمک کند و مرد مترجم در حالی که صحبت های مرد خارجی را ترجمه می کرد به مریم گفت: این مرد حاضر است طلاهایی را که همراهش بوده به دلار و قیمت بیشتری بخرد تا پیش همسرش دست خالی نرود.

زن جوان وقتی شنید قرار است در قبال طلاهایش به او دلار بدهند و گران تر از قیمت آن خریداری کنند پیشنهاد آن ها را پذیرفت و النگو و گوشواره های طلایش را که ۵۰ میلیون تومان ارزش داشت در اختیار مرد خارجی قرار داد و مرد مترجم پس از چرب زبانی و قدردانی از زن جوان دلار زیادی در اختیار مریم قرار داد و زن جوان که به مقصد رسیده بود از خودرو پیاده شد و به خانه رفت.

دلارهای جعلی

فردای آن روز مریم با دلارهایی که در اختیار داشت به یک صرافی رفت تا آن ها را نقد کند اما مرد صراف وقتی دلارها را در دست گرفت ادعا کرد که این دلارها جعلی است و هیچ ارزشی ندارد.

دنیا روی سر مریم خراب شد و حرف های مرد جوان را باور نکرد و به یک صرافی دیگر رفت که در آن جا نیز صاحب صرافی اعلام کرد که این دلارها جعلی است.

بدین ترتیب؛ مریم به دادسرای امور جنایی تهران رفت و بازپرس سهرابی از شعبه ۹ دادسرای امور جنایی تهران دستور داد تا تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران برای دستگیری عاملان این فریبکاری ماهرانه وارد عمل شوند.

تحقیقات پلیسی

کارآگاهان در تحقیقات پلیسی پی بردند چند زن ساده لوح دیگر طعمه فریبکاری نقش پردازی این مردان قرار گرفته اند و در این مرحله به محل هایی که طعمه های سارقان سوار بر خودروی اعضای این باند شده رفتند و دوربین های مداربسته را بازبینی کردند.

تیم پلیسی در این مرحله یک شماره پلاک محو شده به دست آوردند و با اقدامات فنی و پلیسی موفق شدند شماره پلاک خودروی اعضای این باند را به دست آورند.

همین سرنخ کافی بود تا ماموران با شناسایی صاحب خودرو وی را که جوان ۳۰ ساله ای به نام کامران است، دستگیر کنند.

دزد سابقه دار

کامران که از سارقان سابقه دار است ابتدا خود را در ماجرای فریبکاری میلیونی بی گناه می دانست اما وقتی پیش روی طعمه هایش قرار گرفت به ناچار لب به سخن باز کرد.

مرد جوان در اعترافاتش گفت: چند سال قبل به خاطر سرقت بازداشت شدم و به زندان رفتم تا این که چند ماه قبل با قرار وثیقه از زندان آزاد شدم اما باید برای گرفتن رضایت شاکیان پرونده ام پول تهیه می کردم اما هیچ کار و راه حلی برای تهیه پول های سرقتی نداشتم.

یک روز داخل قهوه خانه محل زندگی ام نشسته بودم، در فکر فرو رفته و ناراحت بودم که ناگهان مردی به نام شروین که به استاد معروف بود سر میزم نشست و شروع به صحبت کرد، وقتی شنید که به خاطر رد مال و بدهکاری ام ناراحت هستم خواست تا ناراحت نباشم و گفت یک کار خوب و پر پول برایم سراغ دارد، کاری که می توانم ردمال کنم و زندگی خوبی برای خودم فراهم کنم.

وی افزود: پیشنهاد کار را پذیرفتم و همراه او به خانه اش رفتم، وقتی به طبقه زیر زمین خانه شروین رفتم متوجه شدم که استاد در کار جعل دلار فعالیت دارد و پس از آن با مرد جوانی که به زبان ترکی استانبولی مسلط بود و جوان دیگر که خودش را در ماجرای فریبکاری مان مترجم معرفی می کرد، آشنا شدم.

کامران گفت: پس از آشنایی با آن ها نقشه طراحی شد و من چون ماشین داشتم در نقش مسافرکش سوژه ها را سوار بر خودرو می کردم و پس از آن دو همدستم برای فریبکاری سوار بر خودرو می شدند، هیچ وقت فکر نمی کردم دستگیر شوم.

بنا بر این گزارش، تحقیقات برای دستگیری سه عضو دیگر این باند که در کار جعل دلار و سرقت طلاها فعالیت دارند در دستور کار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و تحقیقات تکمیلی ادامه دارد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته وسوسه دلار مرد خارجی برای زنان تهرانی اولین بار در رکنا پدیدار شد.

دفن جسد زن تنها در خانه باغ وحشت.


حوادث رکنا: مردی که زن تنهایی را کشت و جسد وی را در باغچه خانه اش دفن کرده بود دیروز در دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کرد.

دفن جسد زن تنها در خانه باغ وحشت.

این متهم جنایت را گردن دوست فراری اش انداخت و مدعی شد بی گناه است.

ناپدید شدن زن تنها

به گزارش رکنا، تابستان سال ۹۷ دختر جوانی به پلیس آگاهی تهران رفت و از ناپدید شدن مادر ۵۴ ساله اش به نام عفت خبر داد.

وی گفت : مادرم پس از جدایی از پدر، به تنهایی در خانه اش در خیابان اشرفی اصفهانی زندگی می کرد. دو روز قبل مادرم از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت.ما همه جا را دنبال مادرم گشتیم اما خبری از او به دست نیاوردیم.تا این که دیروز یک مرد ناشناس به خانه مان زنگ زد و گفت مادرمان را به گروگان گرفته است. او در ازای آزادی مادرمان از ما پول خواست.او گفت باید برای پرداخت پول به یک پارک در غرب تهران برویم. من و خواهرم به پارکی که مرد ناشناس آدرس آن را به ما داده بود رفتیم اما هیچ خبری از او نبود.

نخستین سرنخ

با این شکایت تلاش پلیس برای افشای راز ناپدید شدن زن میان سال آغاز شد.پلیس در نخستین مرحله از تحقیق ها به پرس و جو از فرزندان عفت پرداخت.

دختر این زن به ماموران گفت: در همسایگی ما یک مرد افغان سرایدار است. او چندین بار به بهانه ای مقابل در خانه مان آمد و از مادرم کمک خواست. من به او مشکوک هستم.

به دنبال اظهارات دختر جوان پلیس، سرایدار ۶۰ساله به نام عظیم را بازداشت کرد.

اعتراف به قتل

عظیم که سعی داشت خودش را بی اطلاع از نحوه کشته شدن زن تنها نشان دهد در بازجویی‌های فنی به قتل اعتراف کرد.

وی گفت : می دانستم عفت که در همسایگی ما زندگی می کند پولدار است و طلاهای زیادی دارد. به همین دلیل نقشه سرقت را کشیدم. من به بهانه کمک گرفتن از این زن مقابل خانه اش رفتم و از او خواستم تا برای کمک به اتاقک سرایدار بیاید.

وی ادامه داد: وقتی عفت به اتاقک سرایداری آمد او را خفه کردم و طلاهایش را به همراه موبایل و کیف پولش دزدیدم.من جسد را در باغچه خانه ای که سرایدار آن جا بودم دفن کردم.

به دنبال اعتراف های تکان دهنده این مرد ،پلیس به خانه باغ در غرب تهران رفت و بقایای جسد دفن شده را پیدا کرد.

به دنبال اعتراف های این مرد و بازسازی صحنه جنایت،وی دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه فرزندان قربانی برای عظیم حکم قصاص خواستند.

وقتی متهم سالخورده به اتهام قتل و سرقت در جایگاه ویژه ایستاد جرم هایش را انکار کرد.

وی گفت: من زن همسایه را نکشتم. دوستم عباس که حالا به افغانستان فرار کرده او را کشت و به تنهایی جسدش را در باغچه دفن کرد. عباس پول و طلاهای زن ثروتمند را هم با خودش برد. من بی گناهم و قبلا تحت فشار روانی پلیس آگاهی به قتل اعتراف کرده بودم.

با پایان اظهارات این متهم قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته دفن جسد زن تنها در خانه باغ وحشت. اولین بار در رکنا پدیدار شد.

زنگ کولبری بعد از تعطیلی مدرسه


رکنا: «اول بارش بود که می خواست بار ببرد. ۱۳ سال داشت. نمی‌توانست بار را بلند کند. کمکش کردم. تمام راه حواسم بهش بود. سه ساعت بیشتر در راه ماندم که به آن بچه کمک کنم تا بار را برساند. جثه‌اش کوچک بود، گناه داشت. الان هم که هوا می‌دانید طرف‌های ما چطور است؛ برف و بوران است. برای کولبر اما فرق نمی‌کند، باید برود.»

 زنگ کولبری بعد از تعطیلی مدرسه

به گزارش رکنا، این‌ها را عطا می‌گوید. کولبر است. ۴۲ ساله و دو، سه سالی می‌شود که از محل زندگی‌اش در روستای «درزیان» مریوان، راه مرز را می‌گیرد و همراه دیگر کولبران گسیل می‌شود برای روزی ۲۰۰ هزار تومان مزد کولبری. او حالا راوی قصه کودکان کولبر است. می‌گوید اطلاعات شان را جمع می‌کنم. باهاشان حرف می‌زنم و ازشان عکس و فیلم می‌گیرم که داشته باشم. از وقتی آن دو تا برادر، آزاد و فرهاد ۱۷ و ۱۴ ساله موقع کولبری در کوهستان برفی یخ زدند و جان دادند، به صرافت این کار افتاده: «من که خبرنگار نیستم ولی می‌خواهم همه چیز را از این بچه‌ها داشته باشم که خدای نکرده اگر باز اتفاقی افتاد همه بدانند که اینها که بودند و برای چه کولبری می‌کردند.»

عطا فیلم‌ها را یکی یکی برایم می‌فرستد. خودش در نقش خبرنگار می‌رود و سؤال می‌پرسد. در فیلم اول، پسرکی با موهای روشن که آن را یک وری شانه زده، بار به دوش روی برف‌ها نیم‌خیز نشسته و دست‌ها را به زانو قلاب کرده و خجولانه به دوربین نگاه می‌کند. شال نه چندان ضخیم را دور گردنش پیچانده و آفتاب بی‌رمق زمستان یک طرف صورتش را روشن کرده است.

اسمت چیست؟

– علی.

درس می‌خوانی؟

– نه.

برای چی کولبری می‌کنی؟

– برای خرجی.

به بار روی دوشش اشاره می‌کند. زندگی و درس و کار برای علی توی همین بسته سنگین گونی‌پیچ شده، خلاصه شده. ۱۵ ساله است.

نفر بعدی آریان است، ۱۴ ساله. کلاه مشکی بافتنی را تا روی ابرو کشیده. وقت استراحت است و اینجور وقت‌ها کولبرها همان‌طور بار به دوش، چند دقیقه‌ای گوشه‌ای پیدا می‌کنند و می‌نشینند تا نفس تازه کنند؛ مثل آریان که روی تخته سنگی جا پیدا کرده و همان‌طور که دست‌های توی دستکش را به هم می‌مالد، کششی مختصر به گردن می‌دهد و به نظر می‌رسد این را از دیگران یاد گرفته، گرچه باری که روی دوشش خم شده، اجازه حرکت چندانی نمی‌دهد. بطری آبی را توی درز گونی بارش فرو کرده، انگار که کوهنوردی باشد که آب را توی جیب کوله‌پشتی‌اش گذاشته باشد. اما اینجا در کوهستان برف گرفته، هیچ‌کس نه برای تفریح آمده و نه اصلاً فرصتی دارد برای این جور فکرها.

کلاس چندمی؟

– سوم راهنمایی.

الان مدرسه نداشتی؟

– پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها و روزهای تعطیل می‌آیم برای کار، برای خرج تحصیل.

آریان می‌گوید پنجشنبه امتحان داشته و امتحانش را داده و آمده. شاگرد زرنگی است و درس خواندن را دوست دارد و نمی‌خواهد هیچ‌جوره درسش را رها کند. می‌گوید بچه‌های دیگری هم هستند که برای خرج مدرسه‌شان کولبری می‌کنند و اگر کار نکنند، درس هم نمی‌توانند بخوانند. در واقع هم کمک خرج خانواده‌شان هستند هم خرج تحصیل خودشان را درمی‌آورند.

محمد ۱۳ ساله، بچه بزرگ خانواده است. پدرش پارسال فوت کرده و باید خرج خانه را بدهد. مدرسه را رها کرده اما خیال دارد خودش درسش را بخواند. برادر ۱۱ ساله‌اش از سال دیگر می‌آید برای کار تا شکم سه بچه دیگر که در خانه‌اند، سیر شود. جثه‌اش توی عکس آنقدر کوچک است که تصور حمل بار به آن وزن برای بچه به آن لاغری ممکن نیست. از کولبرها شنیده‌ام که خیلی‌ها زیر بار، کمرشان شکسته یا سنگ کوب کرده‌اند: «بچه‌ها معمولاً از روستاهای اطراف سنندج می‌آیند. بعضی‌هایشان توی اورامان خانه می‌گیرند و می‌روند مرز برای کولبری.»

این را عطا می‌گوید که نام فامیلش دادگستر است و حالا انگار مأموریت خودش می‌داند که راوی قصه کودکان کولبر باشد: «من که کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه اگر دیدم جایی گیر کرده‌اند، کمک شان کنم. نگذارم توی سرما بمانند. با آنها حرف می‌زنم و می‌بینم حرف‌هایشان شبیه هم است. همه‌شان از نداری توی این سن سراغ کار می‌روند. ما که خودمان سال‌ها کار دیگر می‌کردیم و الان به کولبری روی آورده‌ایم، اوضاع مان این است، وای به حال این بچه‌ها که از این سن شروع می‌کنند.»

قبل از اینکه کولبری کنی چه کار می‌کردی؟ این را من از عطا می‌پرسم و او جواب می‌دهد: «طراحی چهره می‌کردم، کار هنری، اما دیگر کسی حوصله ندارد دو سه ساعت بایستد چهره‌اش را بکشم. این برنامه‌های توی گوشی‌های موبایل آمده و کار همه را راحت کرده. دیگر کسی سراغ ما نمی‌آید.» از عطا که به کولبر یکدست معروف است، مصاحبه هم گرفته‌اند و می‌گوید توی فیلم مستند هم ازش استفاده کرده‌اند و در شبکه کردستان هم پخش شده.

من از کولبران دیگر این جمله را زیاد شنیده‌ام که همه می‌آیند و از ما گزارش و فیلم و عکس می‌گیرند و می‌روند و جایزه می‌گیرند و بعد هم فراموش می‌شویم. عطا چنین چیزی نمی‌گوید اما می‌گوید که کسی به فکرشان نیست و اگر کار باشد، جان‌شان را کف دست شان نمی‌گیرند تا بروند کولبری. بعد از مرگ آن دو برادر کولبر، توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به قضیه کولبری خصوصاً کولبری کودکان جلب شد. تصویر پیکر بی‌جان فرهاد ۱۴ ساله با مشت‌های گره‌کرده که نشان از تلاش‌های واپسین او برای نجات خودش داشت، آنقدر تأثربرانگیز بود که هیچ کلامی یارای تسکین دردش نبود. قضیه اما مثل خیلی دیگر اتفاقات تلخ، کم کم فراموش شد. روایت فرهاد و آزاد که از ۶ سالگی در مزارع و گلخانه‌ها کار می‌کردند تا کمک خرج خانواده باشند، قصه تلخ و تکراری خیلی دیگر از بچه‌های کردستان است.

فؤاد حسنی ساوان، فعال مدنی در کردستان در این باره می‌گوید: «ما به خانه‌های زیادی که افراد آن درگیر کولبری هستند، سر زدیم و موارد زیادی را دیدیم. متأسفانه تعداد کودکانی که به کولبری روی می‌آورند، زیاد است و معمولاً از همان سن ۱۳ سالگی شروع به کار می‌کنند. کولبری کار در‌ شأن انسان نیست و اعتقاد داریم که کار انسان نیست چه برسد به اینکه کودکان با جثه ضعیف‌تر این کار را بکنند. جسم‌شان آسیب می‌بیند و مشکلاتی پیدا می‌کنند که بزرگسالی‌شان را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بچه‌هایی بودند که از کوه پرت شدند و جان‌شان را از دست دادند. خیلی از این بچه‌ها برای تأمین هزینه تحصیل شان کولبری می‌کنند و خیلی‌های دیگر هم درس را رها می‌کنند و کار می‌کنند چون سرپرست خانواده به حساب می‌آیند. ما برای سرکشی به خانه‌ای رفتیم؛ صبح زود، پسر نوجوان خانواده رفته بود کولبری که قبل از بیدار شدن بقیه، برگشت.»

فعالان مدنی و اجتماعی سعی می‌کنند در این زمینه کمک کنند اما چون با قضیه کولبری طوری برخورد می‌شود که به طرف انگ سیاسی زده می‌شود، معمولاً کاری از پیش نمی‌برند. حسنی این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بیشتر کمک‌هایی که به کولبران می‌شود، از طرف مردم است. مثلاً کسانی که آسیب دیده‌اند، با کمک‌های مردمی هزینه درمان شان فراهم می‌شود تا در حدی به آنها کمک شود و غیر از این کمک دیگری نیست چون این کار را به رسمیت نمی‌شناسند در صورتی که تمام مشکل از بیکاری و بی‌درآمدی است و تا این معضل باقی باشد، کولبری هم هست.»

اسم‌ها در سرم رژه می‌روند، چهره‌ها هم. حالا کجای راه هستند؟ کوهستان برفی را در ذهنم می‌بینم که برای بچه‌ها آغوش گشوده؛ سرد و ساکت.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته زنگ کولبری بعد از تعطیلی مدرسه اولین بار در رکنا پدیدار شد.

متهمان قتل را به گردن همدیگر انداختند


حوادث رکنا: زنی که با همدستی دو مرد نقشه قتل شوهرش را طراحی و اجرایی کرده بود، صبح روز گذشته در شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز محاکمه شد.

 متهمان قتل را به گردن همدیگر انداختند

۱۶ شهریورماه سال ۹۶ زن جوانی به‌نام سمانه به کلانتری واوان مراجعه و عنوان کرد: همسرم نادر پس‌از خروج از خانه برنگشته و هیچ اطلاعی هم از وضعیت او ندارم.

به گزارش رکنا، پس‌از اظهارات این زن رسیدگی به این پرونده آغاز شد و مأموران در نخستین گام آخرین تماس‌های تلفنی نادر را مورد بررسی قرار دادند که مشخص شد او در شامگاه سیزدهم با مرد ناشناسی به‌نام مسعود در محدوده محمدشهر کرج قرار ملاقات گذاشته بود. با این سرنخ، مسعود ردیابی و بازداشت شد و در بازجویی عنوان کرد: مدتی است که با سمانه همسر مقتول ارتباط دوستی برقرار کرده و به هم علاقه‌مند شده بودیم. سمانه در صحبت‌هایش بارها گفته بود که نادر او را آزار می‌دهد. پس مدتی که از ارتباط‌مان گذشت روزی نادر متوجه ارتباط ما شد و از من خواست تا با هم ملاقات کنیم من هم با نقشه سمانه نادر را به باغی که متعلق به یکی از دوستان سمانه بود کشاندم و با همدستی پسرعمه‌ام فرید او را با چاقو کشتیم و جسدش را داخل چاهی در باغ انداختیم.

با اعتراف مسعود تیمی از مأموران آگاهی به باغ مورد نظر رفتند و جسد نادر را از داخل چاه ۱۰ متری کشف کردند و جسد به دستور بازپرس کشیک قتل به پزشکی قانونی منتقل شد و در ادامه هم فرید و سمانه دستگیر شدند.

فرید پس‌از دستگیری مدعی شد: من قصد دخالت در موضوع قتل را نداشتم اما پسردایی‌ام مسعود چند روز قبل به من گفته بود که موضوعی ناموسی برایم پیش آمده و من هم برای کمک به او وارد این قضیه شدم. شب حادثه من تنها با نوک چاقو ضربه‌ای به شکم مقتول زدم اما مسعود با چاقو ضربه‌ای به گردن نادر زد و پس از آنکه او فوت کرد او را با هم به داخل چاه انداختیم.

سمانه هم پس از افشا شدن راز جنایت گفت: من هیچ اطلاعی از کشتن همسرم نداشتم و نمی‌دانستم که آنها قصد دارند او را به قتل برسانند فقط فکر می‌کردم قرار است با هم کتک کاری کنند. ارتباط من و مسعود هم در حد دوستی تلفنی بوده و هیچ ارتباط بیشتری باهم نداشتیم.

به‌دنبال اظهارات ۳ متهم پرونده و بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، آنها صبح دیروز در شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی قیومی محاکمه شدند.

در ابتدای جلسه دادگاه پس از قرائت کیفرخواست متهم ردیف اول مسعود ۲۵ساله متهم است به مشارکت در قتل و ارتباط نامشروع و زنا با همسر مقتول، متهم ردیف دوم فرید متهم به مشارکت در قتل و متهم ردیف سوم سمانه ۳۴ ساله معاونت در قتل شوهر وهمچنین ارتباط نامشروع…

در ادامه دختر مقتول در جایگاه ایستاد و برای قاتلان پدرش درخواست قصاص کرد. او گفت: از حق قصاص مادرم می‌گذرم اما دو متهم دیگر باید به‌خاطر کشتن پدرم اعدام شوند. این دختر ۱۴ساله گفت پدرم با ناجوانمردی این دو متهم کشته شده است.

پس‌از آن متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و درحالی که اتهام قتل را قبول نداشت، گفت: پسرعمه‌ام نادر را کشته است. وی در مورد اتهام زنا هم عنوان کرد: من درحد دست دادن با سمانه رابطه داشتم، او از من خواست که شوهرش را از سر راهمان برداریم.قاضی از متهم پرسید چند بار به خانه سمانه رفتی؟ متهم گفت: دو بار. وقتی موضوع نقشه سمانه را به پسرعمه‌ام گفتم او از من خواست تا ۳ میلیون تومان پرداخت کنم تا در ازای آن به من کمک کند.فرید نیز در دفاع از خودش گفت: من قاتل نیستم. ضربه چاقوی پسردایی‌ام به گردن مرحوم باعث مرگش شد. من هیچ دخالتی در فوت نادر نداشتم.سمانه هم به‌عنوان متهم ردیف سوم گفت: من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم و اتهام زنا را نیز نمی‌پذیرم.

پس از پایان جلسه قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



نوشته متهمان قتل را به گردن همدیگر انداختند اولین بار در رکنا پدیدار شد.

امید نورافکن وعده گلزنی مقابل پرسپولیس را داد


امیدنورافکن بعد از چند فصل درخشان در استقلال برای فصل جدید از شارلوا به سپاهان آمد تا بتواند روزهای خوب خود را در این تیم ادامه بدهد. او با حضور در سپاهان خیلی زود به ستاره تیم امیرقلعه نویی تبدیل شد تا جایی که امروز از او به عنوان یکی از ستاره های فوتبال ایران یاد می شود.

امید، صحبت اولیه اگر داری بگو.

جا دارد روز مادر را به همه مادرهای جهان تبریک بگویم. امیدوارم همه مادرهایشان کنارشان باشند.

 

تو بچه جنوب شهر هستی و الگوی خیلی از جوان های هم سن و سال خودت. در این باره چه نظر داری؟

من هرجا می روم بعد از چهار پنج روز دلم برای مادرم تنگ می شود. هرچه دارم از زحمت های خودم و زحمت هایی است که پدر و مادرم برای من کشیده اند. امیدوارم این موفقیت ها چه در زمینه ملی و چه باشگاهی ادامه داشته باشد.

 

سومین روز حضور تو به همراه سپاهان در قطر است. فکر می کنی برای جام جهانی دوباره در قطر هستی؟

ما ۴ روز خیلی سخت در تیم ملی داریم و باید برای این ۴ روز چه از نظر ذهنی و چه از نظر بدنی کاملا آماده باشیم. من از همه پیشکسوتان، مربی ها و بازیکنان می خواهم اختلاف ها را کنار بگذارند و برای این ۴ روز خود را آماده کنیم. ما در ۲ دوره گذشته به جام جهانی صعود کرده ایم و برای اینکه دوباره این اتفاق رخ بدهد باید از کادرفنی جدید حمایت کنیم چون دیگر فرصت اشتباه نداریم و باید در ۴ بازی برنده باشیم.

 

امکانات در قطر چطور است؟

واقعا فوق العاده است و برای من به عنوان یک بازیکن جای حسرت دارد چرا ما نباید چنین امکاناتی داشته باشیم. خیلی دوست داشتم این امکانات را ما داشتیم، برای ما که این امکانات فراهم نبود اما امیدوارم برای بازیکنان تیم های جوانان و نوجوانان که دارند وارد فوتبال کشور می شوند این امکانات خوب فراهم باشد.

 

تو قبلا سابقه بازی برابر السد را داشته ای. فکر می کنی این بازی برای سپاهان چطور است؟

من در پلی آف لیگ قهرمانان آسیا برابر السد بازی کردم و با استقلال این تیم را شکست دادیم. من این را بگویم که بازیکنان ما در بازی با العین شور و اشتیاق فوق العاده ای داشتند. باید این شور و جسارت را بیشتر کنیم تا بتوانیم السد که یکی از بهترین تیم های فوتبال آسیا است را شکست بدهیم.

تو در حال حاضر یکی از بهترین فوتبالیست های فوتبال ایران هستی. نقش امیرقلعه نویی در پیشرفت فوتبال تو چقدر بوده است؟

اول بگویم در این مدت که با آقای قلعه نویی کار کرده ام خیلی تجربه گران بهایی کسب کرده ام و ایشان یک مربی فوق العاده است. در آن دو سه هفته ای که بحث حضور ایشان در تیم ملی بود یک مقدار تمرکز از تیم ما گرفته شد و همه بازیکنان و البته مدیران باشگاه ناراحت بودند. این موضوع باعث شد نتوانیم خوب نتیجه بگیریم و امتیاز بازی های بیرون از خانه را کسب کنیم. اما الان آرامش به تیم ما برگشته است و امیدوارم بتوانیم نتیجه خوبی برابر السد کسب کنیم.

 

بعد از السد باید با پرسپولیس بازی کنید که بازی بسیار مهمی است. فکر می کنی این بازی چطور می شود؟

اول بگویم با تیم هایی که در لیگ ایران هستند به نظر من قهرمانی روز و بازی آخر مشخص می شود و امیدوارم در بازی با پرسپولیس همه توان مان را بگذاریم و به خاطر مردم خوب اصفهان که نتیجه برایشان خیلی مهم است امتیاز کامل این بازی را کسب کنیم. من تا حالا برابر پرسپولیس دو پاس گل داده ام و امیدوارم در این بازی بتوانم گل بزنم.

 

انتظار داری چقدر تماشاگر در این بازی بیاید؟

آنطور که من شنیده ام اصفهانی ها همیشه اصلی ترین رقیب خود را پرسپولیس می دانند و من انتظار دارم در این بازی حداقل ۸۰ درصد ظرفیت استادیوم پر شود تا هم یک بازی تماشاگر پسند باشد و هم یک بازی با اخلاق که امیدوارم برنده آن سپاهان شود.



نوشته امید نورافکن وعده گلزنی مقابل پرسپولیس را داد اولین بار در روز نو پدیدار شد.

آب پاکی وکیل بین‌المللی فوتبال روی دست پرسپولیس


تیم فوتبال پرسپولیس در اولین هفته لیگ قهرمانان آسیا در دیداری خارج از خانه با نتیجه ۲ بر صفر برابر الدحیل قطر شکست خورد. پس از این دیدار مسوولان پرسپولیس به حضور معزعلی در این دیدار معترض شدند. آن‌ها معتقدند که این بازیکن محروم بوده و حضور وی در این دیدار غیرقانونی بوده است و بر این اساس اعتراض رسمی خود را به کنفدراسیون فوتبال آسیا (ای‌اف‌سی) ارسال کردند. با این وجود، غلامرضا رفیعی وکیل بین‌المللی فوتبال معتقد است شکایت پرسپولیس به ای‌اف‌سی در خصوص این پرونده ثمری نخواهد داشت.

غلامرضا رفیعی در گفت‌وگویی، ضمن بیان مطلب فوق افزود:

متاسفانه شکایت و ادعای باشگاه پرسپولیس به جایی نخواهد رسید. معز علی بازیکن الدحیل ۲ اخطار را در ۲ مسابقه مختلف مرحله یک شانزدهم گرفته است و بر اساس ماده ۳۸.۴ آیین‌نامه انضباطی کنفدراسیون فوتبال آسیا این محرومیت به مسابقات بعدی از جمله مسابقات فصل جاری منتقل نمی‌شود.

وی تاکید کرد:

به همکارانم در باشگاه پرسپولیس توصیه می‌کنم که ماده ۳۸.۴ آیین نامه انضباطی را به دقت بررسی کنند چرا که با طرح مسائل این چنینی توقع هواداران عزیز بالا می‌رود.

پی نوشت : البته صحبت های رفیعی در شرایطی مطرح شده است که ماده پنجاه و هفت مسابقات لیگ قهرمانان آسیا در تناقضی آشکار عنوان کرده است :

در پایان مرحله گروهی،مرحله پلی آف و بعد از نیمه نهایی، تک کارت زرد بازیکنان بخشیده می‌شود و تنها کسانی که دو کارت زرد یا کارت قرمز دریافت کرده اند و یا جریمه انضباطی شده باشند نمی توانند به اندازه جریمه خود در دوره های بعد تیم خود را همراهی کنند.

پس با استناد به این بند معز علی محروم بوده است.

نکته اینجاست که اگر چه که پرسپولیسی ها فرصت طلایی ۴۸ ساعته برای اعتراض را از دست داده اند اما موضوع اصلی این است که مشخص نیست ملاک عمل مسئولان کمیته اجرایی مسابقات کدامیک از بندهای بالاست و این پرسش مطرح می‌شود این تناقضات چرا وجود دارد؟جز برای استفاده به نفع بعضی کشورها در همین قبیل موارد؟



نوشته آب پاکی وکیل بین‌المللی فوتبال روی دست پرسپولیس اولین بار در روز نو پدیدار شد.

سخنان بزرگان درباره زندگی + متن و سخنان در مورد زندگی و عشق


جمله امیدبخش

جمله های زیبای بزرگان در مورد امید به زندگی _ سخنان امیدبخش زندگی

مردی که دارای عزمی نیرومند و اخلاقی متین است، هرگز فضیلت اخلاقی خود را فدای هوس های زندگی نمی کند. آری مردانی در این جهان زندگی کرده اند که برای تکمیل و حفظ فضایل اخلاقی، جسم و جان خود را فدا ساخته اند.

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان زیبای بزرگان درباره زندگی

دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است
که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است که
فرصت مناسب را از دست بدهیم .

جملات قصار, سخنان بزرگان

ادبیات صرفا واقعیت را توصیف نمی‌کند، بلکه بدان چیزی می‌افزاید. چیزی را که شایسته‌وبایسته‌ی زندگی روزانه است به آن اضافه می‌کند و با این کار، زندگی ما را که به بیابانی بدل شده، نجات می‌دهد و آبیاری می‌کند.

– سی. اس. لوییس

جملات قصار, سخنان بزرگان

استحاله و تغییر، نوعی فرایند است. در خلال زندگی با هزاران پستی‌وبلندی مواجهیم. زندگی سفری اکتشافی است. لحظاتی از آن در قله‌ها سپری می‌شود و لحظاتی در قعر دره‌های ناامیدی.

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان زیبا و آموزنده زندگی

انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است. و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است.

جملات قصار, سخنان بزرگان

من بارها و بارها و بارها در زندگی شکست خورده‌ام و این دلیل موفقیت من است.

– مایکل جوردن

جملات قصار, سخنان بزرگان

زندگی سریع‌دویدن، بالا و بالاتررفتن نیست؛ زندگی توانایی کنارآمدن و جَستن است.

– ویوین کوموری

جملات قصار, سخنان بزرگان

اگر برنامه‌ی زندگی‌تان را خودتان طراحی نکنید، اتفاقات و شانس، شما را به برنامه‌های زندگیِ کس دیگری پرتاب می‌کنند. حدس می‌زنید چه چیزی انتظارتان را خواهد کشید؟ هرچه باشد، قطعا چیز دندان‌گیری نیست.

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات قصار در مورد زندگی و امید

جوانی، کاری به سال و ماه ندارد، مهم این است که انسان زنده دل و پرنشاط باشد. ممکن است موی شما سفید باشد، اما مانند پسربچه ها بیندیشید.

جملات قصار, سخنان بزرگان

هیچ شوروشوقی در کار نخواهد بود، وقتی در زندگی کم‌کاری وجود داشته باشد. کم‌کاری یعنی نرسیدن به آنچه ظرفیتش را داری.

– نلسون ماندلا

جملات قصار, سخنان بزرگان

فلسفه‌ی زندگی من این است: اگر بدانیم در زندگی چه می‌خواهیم، در راستای آن هدف تلاش خواهیم کرد و هیچ‌گاه شکست نخواهیم خورد. صرفا در این صورت به پیروزی‌هایی دست پیدا می‌کنیم.

– رونالد ریگان

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات زیبا درباره زندگی

هرگاه در زندگی به یک در بزرگ که یک قفل بزرگ هم دارد رسیدی ،
نترس و ناامید نشو.زیرا اگر قرار بود در باز نشود جای آن یک دیوار می گذاشتند!

بخوانید: شعر زیبا در مورد زندگی و جمله های کوتاه با معنی در مورد زندگی

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات حکیمانه

برای آنکه بتوانید با دیگران در کمال آرامش زندگی کنید از آنها جز آنچه می توانند در راهتان نثار کنند چیز دیگری نخواهید.

جملات قصار, سخنان بزرگان

زندگی مجموعه‌ای است از اشتباهات، آموزه‌ها، تحمل و رشد، تمرین صبر و تلاش مداوم.

– بیلی گراهام

جملات قصار, سخنان بزرگان

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی

وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ،
می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .

سخنان بزرگان, جملات زیبا درباره زندگی

سخنان زیبا و آموزنده بزرگان درباره زندگی

بشر وقتی در خانه اش نشسته است، خواهان حادثه ای در زندگی و هنگامی که دچار حادثه ای می شود، خواهان زندگی آرام در خانه است

جملات قصار, سخنان بزرگان

زندگی را خیلی جدی نگیرید، چون در هر صورت از آن زنده بیرون نخواهید رفت.

– آلبرت هابارد

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان زیبای بزرگان درباره زندگی

عده ای از مردم ،تماشاگر خوشبختی اند و طول حیاتشان صحبت  از خوشبختی  می شنوند ، اما هرگز بدون آنکه  واقعا آن را بشناسند از جهان می روند.

جملات قصار, سخنان بزرگان

ارزش نهایی زندگی وابسته به هوشیاری و تفکر است، نه تلاشی برای بقا و صرفا زنده‌ماندن.

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان زیبا و آموزنده

ملتی که از علم و دانش بهره مند باشند، دیگر طعم گرسنگی را نچشیده و زندگی راحت و آسوده ای خواهند داشت.

جملات قصار, سخنان بزرگان

ما همیشه به این امید هستیم که زندگیِ بهتر یا جهانی بهتر هم وجود دارد، چیزی بهتر در فراسوی افق‌ها.

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات قصار

نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند
اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند.

جملات قصار, سخنان بزرگان

آموخته‌هایم از زندگی را در ۳ کلمه خلاصه می‌کنم: زندگی ادامه دارد.

– رابرت فراست

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان بزرگان در مورد زندگی

خوشبختی در این است  که شخص  بداند که چه می خواهد  و آنچه را آرزو دارد  مشتاقانه بخواهد.

جملات قصار, سخنان بزرگان

راز موفقیت در آموختن این نکته است: شما باید از دردها و شادی‌ها استفاده کنید و بهره ببرید، نه آنها از شما. اگر این نکته را دریابید، کنترل زندگی‌تان را در دست خواهید گرفت. در غیر این صورت، زندگی کنترل شما را به دست خواهد گرفت.

– تونی رابینز

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات زیبا درباره زندگی

استفاده از موفقیت های کوچکی که پیش می آید پر منفعت تر از این است که بیهوده شانس  بزرگتری آرزو کنیم که شاید هرگز بدست نیاید.

جملات قصار, سخنان بزرگان

زندگی همین امروز است. امروز تنها چیزی است که به وجودش اطمینان دارید؛ پس به چیزی علاقه‌مند شوید. سرگرمی و فراغتی برای خود دست‌وپا کنید. بگذارید نسیم شور و اشتیاق به‌سمت شما بوزد. طعم امروز را مزمزه کنید.

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخنان زیبای بزرگان درباره زندگی

تصور می کنم که اگر هر کس تنها یک ربع ساعت به فکر زندگی خویش باشد و بیاندیشد که آن را اصلاح کند، هر ماه زندگی او از ماه پیش بهتر خواهد شد.

جملات قصار, سخنان بزرگان

ارتباطات، مهارتی است که می‌توان آن را آموخت، درست مانند تایپ‌کردن یا دوچرخه‌سواری. اگر آن را یاد بگیرید، کیفیت تمام بخش‌های زندگی‌تان به‌سرعت رشد خواهد کرد.

– برایان تریسی

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات حکیمانه

زندگی، پدیده ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی توانند اندیشه های خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.

جملات قصار, سخنان بزرگان

کیفیت زندگیِ هر فرد، فارغ از زمینه‌ای که در آن تلاش می‌کند، رابطه‌ی مستقیمی با میزان تعهد او به برتری دارد.

– وینس لامباردی

جملات قصار, سخنان بزرگان

جملات زیبا زندگی

الفبــــای زنــــدگی
با استفاده از حروف فارسی و انگلیسی
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

جملات قصار, سخنان بزرگان

بزرگ‌ترین شادی زندگی در گروِ شرایطی نیست که در آن قرار گرفته‌ایم، بلکه این شادی نتیجه‌ی وجدان بیدار، سلامتی، کار و زندگی و آزادیِ جاری در تمام آن چیزهایی است که بر ما می‌گذارد.

– توماس جفرسون

جملات قصار, سخنان بزرگان

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی

هرگز قدر آن روزهایی که در کمال خوشبختی زندگی می کردیم نمی  دانیم ، مگر زمانی که برای  همیشه آن ساعات خوش را از دست داده باشیم.

جملات قصار, سخنان بزرگان

رؤیاهایت را به خاطر بسپار و برای‌شان بجنگ. باید بدانی که از زندگی چه می‌خواهی و تنها یک چیز تو را از تحقق آرزوهایت بازمی‌نشاند: ترس از شکست.

– پائولو کوئیلو

جملات قصار, سخنان بزرگان

تلاش صادقانه و با پشتکار در مسیر تجربه‌ها موجب رشد آدمی است. در این مسیر شخصیت شکل می‌گیرد.

– النور روزولت

جملات قصار, سخنان بزرگان

سخت‌ترین چیز در زندگی تصمیم برای شروع کار است. در ادامه فقط تلاش و پشتکار لازم است. ترس‌ها ببرهای کاغذی‌اند. از پس هرچه بخواهید، برمی‌آیید. شما می‌توانید برای تغییر و کنترل زندگیِ خود دست‌به‌کار شوید. بعدازآن، کلید و راه‌حل، پاداش‌تان خواهد بود.

– امیلی ایرهارت

جملات قصار, سخنان بزرگان

بیشترِ شکست‌های زندگی ناشی از تسلیم‌شدن در نقطه‌ای است که تنها چند گام تا پیروزی فاصله داشته است.

– توماس ادیسون

جملات قصار, سخنان بزرگان

فرقی نمی‌کند ۲۰ساله هستید یا ۸۰ساله؛ هرکس آموختن را متوقف کند پیر خواهد شد. هرکس پیوسته بیاموزد، جوان خواهد ماند. مهم‌ترین چیز در زندگی، جوان‌ نگه‌داشتن ذهن است.



نوشته سخنان بزرگان درباره زندگی + متن و سخنان در مورد زندگی و عشق اولین بار در تاب ناز پدیدار شد.