خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۲۹۲

0
132



خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۲۹۲

در این مطلب خلاصه داستان قسمت ۲۹۲ سریال سیب ممنوعه را برای شما آماده کرده ایم ؛ سریال پرطرفدار Yasak Elma یکی از سریال های پرطرفدار در بین مردم ایران میباشد ؛ سیب ممنوعه سریالی عاشقانه است که بازیگرانی همچون اونور تونا ، تالات بولوت ، شوال سام ، ادا اجه ، سودا ارگنچی در این سریال زیبا ایفا نقش میکنند .

خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت 250

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۹۲

اندر خانه فریده به گولر در مورد دیدن گردنبند توضیح میدهد و میگوید که حسن علی با زنی رابطه دارد.

او از این قضیه عصبی است. او کمی فکر میکند که آن زن چه کسی میتواند باشد و چون مدال گردنبند حرف ش است، مطمئن می شود که او شاهیکا است.

سپس با حرص به گولر میگوید که شاهیکا نتوانست چاتای را شکار کند و حالا سراغ پدر او رفته است.

ییلدیز که از قبل نقشه کشیده بود، با جانسو تماس میگیرد و میگوید که نمی‌تواند شب برای شام بیاید زیرا مهمان دارد و از او میخواهد همراه امیر برود‌.

از کلانتری خبر میدهند که یک جنازه پیدا شده و جانر و اندر به سردخانه می روند.

آنها می‌گویند که خانواده شاهیکا آنجا نیستند آنها دوستان نزدیک او هستند و برای همین برای دیدن جنازه آمده و پیگیر هستند.

اندر با ترس داخل اتاق سردخانه می رود، اما وقتی بیرون می آید به جانر میگوید که او شاهیکا نبوده است. ییلدیز برای شب در حال چیدن و تزیین میز شام است.

فریده آمده و مدام از چیدمان او و وسایل پذیرایی ایراد میگیرد.

او از ییلدیز میخواهد که سرویس چینی طلاکاری قدیمی مادرش را که به این خانه آورده بود برای پذیرایی بیاورد.

آیسل به ییلدیز میگوید که چون ییلدیز آنها را نپسندیده بود، آسمان آنها را برای فامیل خود در بورسا فرستاده است.

ییلدیز پیش فریده آمده و سرویس طلاکاری دیگری را می آورد و میگوید سرویس او را برای تمیزکاری و مراقبت فرستاده است.

فریده متعجب می شود و به ییلدیز بابت چنین چیزی طعنه می زند و هشدار میدهد که باید آن سرویس را به خانه برگرداند.

امیر و جانسو برای شام بیرون می روند.

جانسو بین حرفهایش به امیر میگوید که فکر نمیکند ازدواج چاتای و ییلدیز سرانجام داشته باشد زیرا چاتای آدم چشم چرانی است و شیطنت میکند.

امیر متعجب می شود. سر میز شام، فریده با حرص به حسن علی طعنه می زند که با زنی رابطه دارد و گردنبند طرح ش را در خانه او دیده است.

حسن علی شوکه می شود و شروع به انکار میکند. ییلدیز برای ختم شدن دعوا می‌گوید که آن گردنبند برای اوست که آنجا افتاده است.

وقتی حسن علی به خانه برمیگردد با سدایی به خاطر سهل انگاری در پاکسازی خانه دعوا میکند و از او میخواهد همه جا را دوباره بگردد و گردنبند را پیدا کند.

حیاتی نگران گم شدن شاهیکا است و به خانه اندر می آید و ابراز نگرانی و همدردی میکند.

در خانه زهرا، مرت پنهانی با مادرش تماس گرفته و خبر میدهد که اوضاع خوب پیش می رود و به زودی آنها را برمیگرداند.

زهرا به اتاق مرت می آید و مرت با بد اخلاقی از اینکه او بی خبر وارد اتاق شده با او بحث میکند.

زهرا از رفتارهای مرت ناراحت است و حس میکند که او بعد از تولدش اخلاقش تغییر کرده. مرت انکار میکند و میگوید که درگیر مشکلات کاری است.

شب بعد از رفتن مهمان ها در اتاق، ییلدیز به چاتای میگوید که از شاهیکا بعید نیست که واقعا نقشه ای برای حسن علی داشته باشد و به زودی خبر ازدواج آنها را بشنوند.

چاتای میگوید که چنین چیزی امکان ندارد. ییلدیز به شوخی میگوید که کار شاهیکا فقط ازدواج و یا کشتن است.

ذهن اندر به خاطر رفتن به سردخانه و دیدن جنازه به هم ریخته و شب در خواب میبیند که جنازه شاهیکا را دیده است و با ترس از خواب می پرد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال سیب ممنوعه  قسمت ۲۹۲ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۹۳ مراجعه فرمایید .

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید