خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۲۸۳

0
74



خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۲۸۳

در این مطلب خلاصه قسمت ۲۸۳ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت ۲۸۳

خانه ی چاعتای جومالی داملا را در آغوش می گیرد و با چشمان پر از اشک او را به خانه می رساند.

نیمه شب همه ی اعضای خانواده از خواب بیدار می شوند و جومالی توضیحی درمورد اتفاقی که برای داملا افتاده نمی دهد. دکتر سلامی هم بالاسر داملا می آید و جومالی از او هم می خواهد که به کسی چیزی نگوید. از طرفی سلیم و آکین که می دانند داملا حامله بوده و جومالی بچه اش را از دست داده تصمیم می گیرند حواسشان را کاملا جمع کنند تا جومالی از روی عصبانیت کار دست خودش ندهد و ناگهانی به چاعتای حمله نکند.

در اتاق بازجویی معلوم می شود که یاماچ بخاطر انفجار ماشین امیر و به اتهام نقش داشتن در آن انفجار دستگیر شده است اما پلیس مدرکی علیه یاماچ ندارد و یاماچ که این را می داند با خیال راحت اتهامات را رد می کند نهیر متوجه می شود که کاراجا در اتاقش نیست و فرار کرده است.

او این موضوع را از سلطان مخفی می کند. از طرفی کاراجا به همراه آذر در رستورانی که قبلا قرار بود با هم بروند نشسته اند.

کاراجا از اینکه کسی آنها را ببیند می ترسد و آذر دست او را می گیرد و می گوید:« من نمی ترسم. وقتی تو کنار منی اینکه اون بیرون جنگه یا صلح برام فرقی نداره. تو هم وقتی کنار منی از هیچی نترس. باشه؟»

بعد از شام آذر کاراجا را تا نزدیکی های خانه ی کوچوالی ها می رساند. داخل ماشین، آذر به کاراجا پیشنهاد می دهد که با هم فرار کنند تا مجبور نباشند مخفیانه یکدیگر را ببینند.

کاراجا صورت آذر را نوازش می کند و می گوید:« کاش همه چی همینقدر آسون بود.»

جلاسون که در آن اطراف در حال قدم زدن است آنها را می بیند و تعجب می کند.

وارتولو قبلا با یاماچ قرار گذاشته در فرصت مناسبی چاعتای را گیر بیندازند و او را شکست دهند.

او و یاماچ برای این کار روی ماهسون و برادرهای او حساب کرده اند و قرار شده که با هم همکاری کنند. وارتولو از ماهسون می خواهد که در غیاب یاماچ کارشان را معطل نکند و ماموریت را شروع کند. ماهسون همان شب به کمک بره های سیاه به خانه ی مرتضی حمله می کند و او را دستگیر می کند.

وارتولو هم پیشنهادی به مرتضی می دهد و می گوید:« خون شنول تو دستای توئه. به وقتش می کشیمت اما اگه می خوای فعلا زنده بمونی باید به عنوان جاسوس ما بین نیروهای چاعتای نفوذ کنی. ما افرادی رو بیست و چهار ساعته دنبالت می فرستیم تا دست از پا خطا نکنی.»

مرتضی به ناچار تسلیم می شود. چند روز پیش، چاعتای به دیدن افسون می رود و کمی با او بگو مگو می کند.

بعد از رفتن چاعتای یاماچ که خانه ی افسون را زیر نظر گرفته پیش او می رود و با عصبانیت می گوید:« چاعتای چرا می یاد اینجا؟»

یاماچ که از صحبتهای تلفنی افسون فهمیده او قصد سفر کردن دارد به این موضوع هم اعتراض می کند و کمی با افسون جر و بحث می کند.

یاماچ در مورد چاعتای می گوید که به زودی به کمک مرتضی که قرار است میان افراد چاعتای نفوذ کند چاعتای را از بین خواهد برد. افسون می گوید:« نمیشه که مرتضی رو همینجوری بفرستی. خود چاعتای باید صداش بزنه تا شک نکنه. یه جوری باید مرتضی رو به ذهن چاعتای بندازیم.»

افسون پیشنهاد می دهد که در این کار به یاماچ کمک کند اما یاماچ قبول نمی کند و تاکید می کند که او خودش را قاطی این ماجرا نکند. حالا بعد از گذشت چند روز افسون بی دعوت و سر زده به خانه ی چاعتای می رود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت ۲۸۳ لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۲۸۴ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید