خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۲۸۴

0
109



خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۲۸۴

در این مطلب خلاصه قسمت ۲۸۴ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت ۲۸۴

 

کمیسر وارد اتاق بازجویی می شود و به یاماچ می گوید:« من خودم دست داشتن تو توی مرگ امیر رو گزارش کردم. می دونم که تو بی تقصیری و خوب می دونم که اون انفجار کار کی بوده. ازت می خوام باهام همکاری کنی تا چاعتای رو دستگیر کنیم. می دونم کار سختیه. من توی این راه تنهام. برای مردم سخته باور کنن یکی از محترم ترین تاجرهای کشور قاچاقچی مواد مخدره. ولی بالاخره یکی باید جلوی اونا بایسته.»

یاماچ پیشنهاد کمیسر را رد می کند و می گوید که نمی تواند ریسک کند و با چاعتای وارد جنگی دوباره شود.

کمیسر هم لحن صحبتش را تغییر می دهد و می گوید:« یا چاعتای رو تحویل من می دی یا خودم بلدم چجوری بگیرمش.

یک روز وقت داری فکراتو بکنی.» یاماچ نه قاطعانه ای می گوید و از کلانتری بیرون می رود.

افسون با خوشرویی رو به روی چاعتای می نشیند و خودش را گرم و صمیمی نشان می دهد.

او کمی درمورد جنگ بین چاعتای و یاماچ کنجکاوی می کند. چاعتای می گوید که یاماچ تسلیم شده و دیگر برای او کار می کند.

افسون گفت و گو را به بی اعتمادی چاعتای نسبت به یاماچ می کشاند و به او می گوید که باید یاماچ را تحت کنترل بگیرد و برای این کار از یک آشنا استفاده کند. افسون با زیرکی مرتضی را به چاعتای معرفی می کند.

جومالی که مدتها کنار تخت داملا منتظر نشسته وقتی داملا به هوش می آید از او می پرسد که چرا بچه شان را سقط کرده؟

داملا با بغض می گوید:« باور کن من اون بچه رو خیلی می خواستم. اما تو می خواستی برای نجات دادن من و بچه ت به خانوادت خیانت کنی و بعدشم خودت رو بکشی. من دوست داشتم با اون بچه یه خانواده بشیم. اگه قرار بود اون خانواده پدری بالای سرش نباشه همون بهتر که بچه م به دنیا نیومد.»

جومالی بعد از شنیدن این حرفها بیشتر از دست چاعتای عصبانی می شود و بلافاصله برای گرفتن انتقام از خانه بیرون می رود.

سلیم که منتظر اولین حرکت جومالی بود در حیاط خانه سعی می کند مانع رفتن جومالی شود و حتی برای این کار از جوانهای گودال کمک می گیرد و آنها را جلوی ماشین جومالی می نشاند تا شاید جومالی متوقف شود اما وقتی می بیند که جومالی حتی حاضر است با ماشین از روی جوانها عبور کند مجبور می شود که او را با ضربه ای بی هوش کند و بعد هم جومالی را در انباری زندانی می کند.

وارتولو که از مدد خواسته بود در خانه ی جلیل تمساح کشیک دهد تا زمان برگشتن او را بفمد در این گیرو دار متوجه می شود که تمساح برگشته است.

او و مدد به خانه ی تمساح حمله می کنند و تمساح مثل همیشه تمام تلاشش را برای فرار کردن می کند اما در نهایت گیر وارتولو می افتد و به دست او کشته می شود.

کاراجا که بعد از برگشتن به خانه متوجه شده نهیر از فرار کردن او خبر دارد و او را لو نداده است، با او احساس نزدیکی می کند و درباره ی آذر درد دل می کند و می گوید:« یه مشکل بزرگ بین ما هست. ما خانوادگی با هم دشمنیم.»

نهیر که انتظار چنین مشکلی را نداشت تعجب می کند. عمو که در مورد وضعیت سلامتی اش نگران شده و می ترسد که همین روزها عمرش تمام شود نامه ای می نویسد و آن را پیش علیچو می برد و می گوید:« این نامه دستت امانت باشه. از همه مخفیش کن. اگه من مردم اینو بده به یاماچ ولی تا اون موقع نخونش.»

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت ۲۸۴ لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۲۸۵ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید