نگاه با حسرت خانم آوازخوان به تالار وحدت/ سحر محمدی: خوشا به سعادت آقایان خواننده که در این صحنه می‌خوانند

0
66

خانم آوازخوان در بسیاری از کشورهای اروپایی کنسرت برگزار کرده و برای هموطنانش آواز خوانده اما هنوز در کشور خودش روی صحنه نرفته است.


ایران آرت: سحر محمدی، خواننده موسیقی ایرانی که در سال‌های اخیر آثارش مورد توجه مخاطبان قرار گرفته، در متنی تاثیر برانگیز، با حسرت از عدم حضور بانوان موزیسین بر روی صحنه نوشت.

محمدی که اخیرا با سهراب پورناظری در لندن روی صحنه رفت و کنسرت‌های دیگری نیز در اروپا برگزار کرده است، با انتشار تصویری از تالار وحدت نوشت:

” گویند مسیر عشق ،از رسیدن لذت بخش تر است پس:

با امید و لذت و لبی خندان و بی حسرت مینویسم 

 این عکس، با شکوه ترین تصویرِ خیال انگیز من است 

*اقایان خواننده*

آهنگسازان

بازیگران 

نوازندگان هنرمند

رهبران ارکستر

طراحان صحنه

نورپردازان 

کارگردانان

صدابرداران 

 و حتی تندیس های سیمرغ 

گوارای وجودتان که این صحنه را با قدمهایتان بوسیدید 

گوارای وجودتان که با هر اجرا نگاه مردم را در قلبتان چون الماس امانت دارید 

گوارای وجودتان که هیجان و قلب پر تپش را بر روی این صحنه در حافظه به شیرینی و میمنت دارید 

گوارای وجودتان که بعد از اجرایتان دست بر روی قلبتان میگذارید و ادای احترام به شور مردم میکنید

شما از رستگارانید…

من روزی هزار بار این عظمت را جلوی آینه  تمرین میکنم 

هم پای خیالم اشک شادی میریزم ، مضطرب میشوم از نگاهِ جمعیت و تمرین میکنم که چگونه بر صحنه حتی راه روم..

حتی زمانی که از پله های کناری وارد صحنه میشوم پیچ خوردن پایم از هیجان را در تصورم دارم

حتی در لحظاتی نفسم بند می آید و دستم را به دیوار میگیرم 

یا زمانی نگاهم را از جمعیت و گرمای حیرت انگیزشان میدزدم که آب‌ نشوم

من روزی هزار بار این صحنه را تصور میکنم که برای خوشامدگویی به شما میکروفن به دست میگیرم و با صدای لرزان  و پای بی جان و با اشک پر از عشق و ضربان شدید قلب و  صورتی که سرخ  شده است و حافظه ای که خالی شده است از هر کلامی برای سخن گفتن با شما، از خجالت و شوق میگویم:

خاک پای شما سحر

با قدمتان چشمانم پر نور شد

حتی از انتهای سالن میشنوم که میگویند:مرغ سحر ..

نذر کردم که در روزگاری اگر‌میسر شد و عمری باقی ،دو زانو سجده کنم بر صحنه اش و چون پهلوانان که قبل از رزمشان میدانشان را میبوسند ببوسم خاک صحنه اش را و چون سربازی با اقتدار خبردار بمانم (دستم کنار گوش و پاهایم جفت و کوبنده)برای نگاه پر شوق مردم اش 

آنگاه اگر از شوق بمیرم بر صحنه اش ،خوشا به سعادت من که در میعادگاه به معشوق پیوستم

و این است معجزه ی وطن….

خوشا به سعادتتان

خوشا به قدم هایتان

خوشا به نفس هایتان

خوشا به ایران که شما میتوانید برایش از هنری که در نهادتان عمرش دادید،آبش دادید، نانش دادید بگویید 

تالار وحدت …

@nouri_hm :تصویر زیبا از

 

چه خوش‌ است در فراقی همه عمر‌صبر‌کردن

به امید آنکه روزی به کف‌اوفتد وصالی”

 

منبع : ایران آرت



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید